الملا فتح الله الكاشاني

230

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

بايد كه پس از من برنگرديد و گردن خود را بشمشير نزنيد پس سوگند ميخورم به خدا كه اگر بضرب رقاب يكدگر مشغول شويد بيابيد مرا در آن لشكرى كه با شما محاربه كنند پس در عقب خود نگاه كرد امير المؤمنين عليه السلام را ديد گفت يا على يا على و برواية ديگر صد بار تكرار اين نام بزرگوار فرمود جابر گفت فى الحال ديدم اثر وحى بر وى ظاهر گشت و خداى تعالى بر اثر آن اين آيه را فرستاد ( فاما نذهبن بك فانا منهم منتقمون بعلى بن أبي طالب ) و آنچه در تفسير اهل بيت مذكور است فانهم منتقمون بعلى مؤيد اين قولست و چون كفار از اين تنبيه متنبه نشدند و عناد را بيشتر كردند حق تعالى رسول خود را فرمود كه چون ايشان با تو در اين مقام‌اند . فَاسْتَمْسِكْ پس چنگ درزن بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ بآنچيزيكه وحى كرده شده است بسوى تو از آيات و احكام اوامر و نواهى و ملازم آن باش إِنَّكَ بدرستيكه تو عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ به راه راستى كه اصلا كجى در آن راه ندارد . وَ إِنَّهُ و به تحقيق آن وحى يعنى قرآن لَذِكْرٌ لَكَ هر آينه شرفى است و عزتى مر ترا وَ لِقَوْمِكَ و مر گروه ترا كه قريش‌اند يا ساير امة وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ و زود باشد كه پرسيده شويد اى بندگان از قيام نمودن به حق آن و تعظيم كردن احكام آن و بشكر گذارى آن قيام نمودن . وَ سْئَلْ و بپرس اى محمد مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ از امم كسانى كه فرستاده بوديم پيش از تو مِنْ رُسُلِنا از فرستادگان يعنى از مؤمنان اهل كتب كه علماى ايشان بودند استفسار نماى يا از جميع ايشان از يهود و نصارى سؤال كن كه أَ جَعَلْنا آيا گردانيده‌ايم يعنى فرموده‌ايم در كتب منزلهء ايشان كه مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ بجز از خداى آمرزنده مهربان آلِهَةً يُعْبَدُونَ خدايانى كه پرستيده شوند از اوثان و غير آن يعنى از ايشان بپرس كه هيچ امر كرده‌ام بعبادة بتان در هيچ ملتى از ملل ايشان بر پرستش كسى بدون خداى مقرر بوده مراد از اين استشهاد باجماع جميع انبياست بر توحيد زهرى و سعيد بن جبير و ابن زيد گفته‌اند كه چون در شب معراج رسول را به آسمان بردند جميع رسل جمع شدند و در پس آنحضرت نماز گذاردند حق تعالى اين آيه فرستاد كه بپرس از اين رسولان كه پيش از اين فرستاده بودم كه من هيچكس را امر كردم بعبادت خدايانى كه غير از من باشند و حضرت چونكه از ايشان اعلم بود اينسؤال نكرد چنان كه در بعضى آثار آمده كه جبرئيل عليه السلام از ميكائيل عليه السلام پرسيد كه پيغمبر از انبيا اين سؤال كرده ميكائيل فرمود كه يقين او از آنان كاملتر بود و ايمان او از آن محكم‌تر است كه اين سؤال كند پس در اين صورت امر بر سبيل اباحة باشد نه وجوب و